الشيخ محمد علي الگرامي القمي

101

مالكيت ها ( فارسى )

داشته باشند ، امضا مىشوند . تجارت نوعى كار است و آن هم كارى لازم . براى رساندن فرآورده‌هاى توليدى به دست مصرف كنندگان ، واسطه هايى لازمند . تاجران كالاها را از نقاط دور و نزديك مىآورند و در دسترس مصرف كنندگان قرار مىدهند . همانطور كه تجارت عمده براى صادرات و واردات لازم است ، تجارت‌هاى جزء هم براى آوردن اجناس از بازارها در محلّات و كوچه‌ها لازم است تا همه مردم كه امكان رفتن دايمى به بازارها را ندارند ، بتوانند وسايل زندگى خود را تهيّه كنند و به كارهاى ديگر نيز برسند . عدّه‌اى فى الفور با شنيدن اسم تجارت به ياد استثمار و سرمايه دارىهاى بزرگ مىافتند . غافل از آن كه اوّلا هر تجارتى سرمايه‌دارى نيست و ثانياً هر نوع سرمايه دارى ، استثمار نيست و اساسا استثمار بيشتر مربوط به ضعف سيستم حكومتى و فقر اكثريّت است . على عليه السلام مىفرمايد : « انّ معايش الخلق خمسة : الأمارة و العمارة و التجارة و الأجارة و الصدقات منابع زندگى و درآمد مردم 5 چيز است . حكومت ، تعميرات ، تجارت اجارة و صدقات « 1 » پيشوايان ما ضمن تشويق پيروان خود به همهء كارهاى مفيد براى جامعه ، به تجارت نيز ترغيب نموده‌اند ، و تجارت را از جهات مختلفى مورد توّجه قرار داده‌اند ، گاهى از راه ترساندن از فقر مالى و گاه با بيم دادن از فقر آگاهى و درايت . فضيل بن يسار به امام صادق مىگويد : من ديگر دست از تجارت

--> ( 1 ) - 3 / 10 مزارعه وسايل .